ه‍.ش. ۱۳۹۱ بهمن ۲۶, پنجشنبه

نبض جامعه از لا به لای خبرها


نبض جامعه از لا به لای خبرها

دانشگاه ها به زودی دخترانه و پسرانه می شوند

دو سال پس از جداسازی كلاس های دختران و پسران در تعدادی از دانشگاه های كشور، برنامه های وزارت علوم برای آنچه اسلامی كردن دانشگاه ها می خوانند، وارد فاز تازه ای شده است. توزیع پرسش نامه هایی میان دانشجویان درباره تاسیس دانشگاه های دخترانه درآزمون كارشناسی ارشد در روزهای گذشته نشان می دهد دور از انتظار نیست كه دانشگاه ها در آینده به دو گروه اصلی تقسیم شوند: « دانشگاه های دخترانه » و « دانشگاه های پسرانه». به گزارش روزنامۀ بهار، دانشجویانی كه هجدهم، نوزدهم و بیست و یكم بهمن در آزمون كارشناسی ارشد شركت كردند غیر ازسوالات آزمون با پرسش نامه عجیبی رو به رو شدند؛پرسش نامه ای كه از آن ها خواسته بود نظرشان را در مورد تاسیس دانشگاه های ویژه دختران بگویند. هنوز موضوع جداسازی كلاس های درس در دانشگاه ها محل اختلاف است اما شواهد نشان می دهد وزارت علوم فارغ از این انتقادها طرح اسلامی كردن دانشگاه ها را بسیار فراتر از آنچه به نظر می رسد، پیش می برد.
كامران دانشجو، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری تابستان امسال از راه اندازی دانشگاه های دخترانه در همه استان های كشورخبر داد. هر چند منتقدانش او را به رفتارهای افراطی به نام اسلامی كردن دانشگاه ها متهم كرده اند اما وزیر علوم و مدیرانش بی توجه به این انتقادها درحال صدور مجوز دانشگاه های دخترانه اند. تاكنون دست كم مجوز 16 دانشگاه تك جنسیتی (دخترانه) صادر شده و تعدادی از این دانشگاه ها مانند «رفاه» و «ابرار» هم درتهران آغاز به كار و دانشجو جذب كرده اند. تعداد بیشتری از این دانشگاه ها اما در شهرستان ها فعال شده اند: در رفسنجان، همدان، سمنان، میناب، قم و استان های دیگر. وزیر علوم اما در پاسخ به همه منتقدان تاسیس دانشگاه های تك جنسیتی می گوید كه او در حال اجرای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است؛ مصوبه ای كه 24 سال پیش تصویب شده است.

قتل یك دانشجو زیرشکنجه


یك فعال دانشجویی به نام  "كرامت الله زارعیان" بعد از بازداشت توسط ماموران امنیتی  رژیم در تهران براثر شدت شكنجه جان خود را از دست داد.
كرامت الله زارعیان، دانشجوی سال آخر رشته كارگردانی دانشگاه تهران، اهل "جهرم" دراستان فارس حدود دو ماه پیش توسط نیروهای اداره اطلاعات در تهران بازداشت شد. نامبرده بعد از یك ماه بازداشت و طبق گواهی پزشكی قانونی رژیم زیر شكنجه شدید قطع نخاع شده و براثر شدت شكنجه جان خود را از دست می دهد.


كولبران قربانی جنایتی دیگر
سه كولبر كرد كه برای امرارمعاش درمرز كولبری می كردند را ماموران جنایتكار هنگ مرزی در نزدیكی شهر بانه دستگیركردند و پس از اینكه دست و پایشان را بستند آنان را از كوه به پائین پرتاب كردند. دو نفر از آنان كشته شدند. كولبر سوم پس از فراراز دست این مزدوران روی مینی كه از دوران جنگ ایران و عراق به جا مانده بود رفت و یك پایش را از دست داد. پس از این واقعه حدود 150نفر از مردم بانه مقابل فرمانداری آن شهر جمع شدند و پس از ساعت ها جنازه های آن دو كولبر زحمتكش را تحویل گرفتند.

حرف هایی در مورد انقلاب 57
چند روز پیش سالروز قیام 22 بهمن بود. قیامی كه به خاطر نبود یك رهبری واقعاً انقلابی شكست خورد و دار و دسته ارتجاعی خمینی به سركار آمد سی و چهار سال پس از آن روز، كماكان بحث و جدل درمورد وقایع  و نتایج آن انقلاب  دربین مردم جریان دارد.
مرد میانسالی در اتوبوس می گفت كه بیخود انقلاب كردیم و در جنگ ایران و عراق رفتیم وضع بدتر شده و بی فایده است. خمینی می گفت برق و آب را مجانی می كنیم  و وضع اینست كه می بینیم.  آنچه كه آن مرد نمی گفت این بود كه طیف عظیمی از مردم به این علت حرف های خمینی و دار و دسته اش را باور كردند كه آگاهی سیاسی نداشتند. برنامه احزاب و شخصیت ها را مطالعه نمی كردند. به سازمان های انقلابی كمك نمی كردند و به آن ها نمی پیوستند. خلاصه هرشخص باید نقش خودش را هم در سرنوشت آن انقلاب مروركند. در این میان، به ویژه باید به نقشی كه باورهای مذهبی در تخدیر افكار و آماده كردن شرایط برای بهره برداری و سواری گرفتن دستگاه انگل صفت روحانیت از مردم بازی كرد پرداخت.
مسلماً بحران انقلابی سال 57 علیرغم اینكه به برقراری یك حكومت انقلابی دمكراتیك  و سوسیالیستی منجر نشد اما به منافع منطقه ای امپریالیسم آمریکا ضربه زد. درست به همین دلیل است كه  «صدای آمریکا» یك بند به مردم القاء می كند كه بیخود انقلاب كردید. مثلا آقای جوانمردی گوینده صدای آمریكا می گوید: نتیجة انقلاب 500 برابر شدن قیمت دلار و گرانی و تورم و غیره است. در برنامه آنتن نیز همان خط دنبال می شود. مسیح علی نژاد اصلاح طلب سبز درتماس تلفنی از چند نماینده مجلس اسلامی و مقاماتی ازقبیل مرتضوی از آن ها پرسید: آیا بهتر نبود كه انقلاب نمی كردید و اصلاح طلبی پیشه می كردید!؟

تشدید بحران و درگیری باندهای حکومتی
تشدید بحران اقتصادی گرانی روزافزون و تورم لجام گسیخته هزاران نفر را به كام فقر انداخته  و حاكمیت به جز دروغ های همیشگی درمورد استقلال  و مبارزه با آمریكا وعدالت و رشد اقتصادی چیزی ندارد تحویل مردم بدهد. بحران اقتصادی با بحران سیاسی درونی رژیم توام شده و باند خامنه ای تلاش می كند باندهای حكومتی دیگر را كنار زده و سیاست كلی حاكمیت را تعیین كند. با نزدیك شدن زمان انتصابات ریاست جمهوری این اختلافات شدیدتر هم خواهد شد. این درشرایطی است كه سیاست های اصلی اقتصادی نظام مثل حذف یارانه ها و كاستن از اثرات تحریم های خارجی به شكست انجامیده و اساساً به نام كابینۀ احمدی نژاد تمام شده است.
این باند كه درانتصابات قبلی در تقلب سهیم بود و چماق كل جناح اصول گرا برای حمله به مردم و نیزبه جریان اصلاح طلبی به حساب می آمد اینك سعی می كند كه پای بقیه را وسط بكشد و بار سنگین ورشكستگی و بی اعتباری را به دوش رقیبانش منتقل كند. گرچه آن ها هم برای روز مبادا صدها پرونده از فسادهای باند احمدی نژاد در دست دارند. البته برخلاف تصور رایج، باند احمدی نژاد یك جریان حاشیه ای و كم قدرت نیست كه با شعبده بازی و پررویی، یا با « فریب دادن» باند خامنه ای به راس قدرت سیاسی خزیده باشد. كه اگر چنین كم دامنه و بی پایه بود، خیلی زودتر از این ها صحنه را خالی می كرد یا به زور بیرونش می انداختند. مساله فقط این نیست كه خامنه ای در انتخابات 88 ریشش را به دم احمدی نژاد بست و تمام قد پشتش ایستاد و حالا اگر او را حذف كند «آبرو» و«اعتبار» هم با احمدی نژاد خواهد رفت. واقعیت اینست كه احمدی نژاد نمایندۀ  یك  جناح - یك قشرمعین - از طبقۀ سرمایه دار انحصارگر بزرگ دولتی است. این جناح و قشر بدون شك بخشی از دستگاه نظامی - امنیتی - بوروكراتیك - اقتصادی كشور را با تماس ها و ارتباط هایی كه با محافل جهانی دارند نمایندگی می كند. آنچه احمدی نژاد و دار و دسته اش را دراین مبارزۀ قدرت امیدوار و سر پا نگاه داشته، در جریان آن سیاست های « پوپولیستی » و « صدقه دادن ها» در جریان سفرهای استانی نیست. حتی اگر بخش هایی از مردم فلك زده و عقب مانده در جریان انتخابات های قبل فریب وعده های اقتصادی احمدی نژاد و فرصت طلبی خودشان را خوردند و برایش هورا كشیدند، حالا دیگر بسیاری از آن ها فهمیده اند كه چه كلاه گشادی  سرشان رفته است.  بنابراین احمدی نژاد با اتكاء به « پایگاه توده ایش» نیست كه امروز به سادگی روی خامنه ای را زمین می اندازد و روی لاریجانی را با لنگه كفش و مهر و تسبیح و فحش كم می كند. سر نخ احمدی نژاد را باید در هزارتوی بانك و بیمه و بورس و پادگان و اتاق شكنجه و حوزه و دانشگاه و مذاكرات بین المللی گرفت.
درست وسط این بحران و درگیری حاد درونی، كل حاكمیت یك دم از سیاست سركوب دست بر نمی دارد و این را یگانه راه جلوگیری از انفجار عمومی می داند. دستگیری فله ای خبرنگاران و فعالین سیاسی، حمله به تجمع فرهنگی روشنفكران عرب، تدارك اعدام تعدادی از مخالفان در خوزستان و كردستان، برنامه ریزی برای ربودن و مفقودالاثر كردن جوانان مبارز، حلقه های این زنجیره سركوب هستند. از دل شكاف ها و بحران های حكومتی اما فرصت های محتملی برای ابراز نارضایتی و خشم مردم فراهم می شود.

atash1917@yahoo.com
 n-atash.blogspot.com
  26 بهمن  1391 «آتش»